داستان تیدجون از کجا شروع شد؟

روستای تیدجان یا به گویش محلی «تیدجون» با قدمت هزار و پانصد ساله و آب و هوای دلپذیر واقع در ۱۰ کیلومتری شهرستان خوانسار از توابع استان اصفهان می باشد.طبق منابع مخلتف روستای تیدجان زمان تاسیس آن به دروه اواخر هخامنشیان یا اشکانی باز میگردد.
اما چون در دروه ساسانیان (در دوره شاهپور اول)تیدجان اهمیت بسیاری داشته است به همین دلیل بعضی ها می‌گویند تیدجان در زمان حکومت ساسانیان به وجود آمده است برای مثال پل ساسان که یکی از آثار باستانی این روستا است نشان دهنده اهمیت بالای تیدجان بوده است یا مثالی دیگر به سفر نامه مارکوپولو اشاره می‌کنیم که چند خط در مورد تیدجان چنین نوشته است : زمانی که به یک آبادی سرسبز رسیدیم به یک رودخانه بزرگی رسیدیم که آنقدر پر آب بود که هیچکس نمی‌توانست از آنجا عبور کند سر راه دیدیم که پل سنگی قدیمی در راه ما وجود دارد و ما خطر را به جان خريديم و از روی پل عبور کردیم که گفته می‌شود مارکوپولو حیرت زده شده بود که چگونه این سازه کهن بعد از سال ها هنوز پابرجا و استوار مانده است.
سال ها میگذرد و این روستا نیز زیر پرچم حکومت های مختلفی قرار میگیرد که در زمان افشاریه(نادرشاه) تیدجان یکی از شاه گذر های مسیری از غرب به اصفهان و سایر شهر های بزرگ بوده است که تجارت در این روستا به همین شکل گسترش چشمگیری میکند
سپس در دوره قاجاریه نیز با متولد شدن برج های کبوتر خانه و سایر بنا های زیبا تیدجان و آبادی های اطراف آن جان دوباره‌ گرفتند و نظر تاجرین را به خود جلب کردند.
اما جالب است بدانید تیدجان پس از محله سهمگين مغول ها خسارت های بسیار زیادی ندید ولی در مقابل شهر ها و آبادی های اطراف ، به حد اسفناکی تخریب شدند و بزرگان محلی کشته شدن و یا به اسرات گرفته شدند.
پیش از آنکه شاهان ساسانی بر تخت بشینند مورخان می‌گویند زمین لرزه ای بسیار سهمگين و شدید رخ داد که کمتر از ۴ ریشتر نبوده است و روستای تازه تاسیس تیدجان با صد ها ساکن و صد ها تاجر همگی به شکل فجیعی جانباختن و خانه ها و مسیر های زیادی از بین رفت گفته می‌شود یکی از دلایلی که باعث شد آبادی تیدجان تعقیر مکان بدهد و به سمت خوانسار کنونی نزدیک تر بشود فقط از روی تجربه و دست آورد هایی بوده است که مردم داشتند زیرا که می‌دانستن آن مکان زمین لرزه خیز است و قابل سکونت نیست.
از شمال با روستاهای قودجان و بابا سلطان ، از غرب با روستا های ماکوله و خشکرود ، از جنوب با روستای وانشان و از شرق با روستاهای صفا دشت، مهراباد، تجره و خم پیچ همسایه است.دارای ۵ محله اصلی است که به ترتیب قدمت محل پایین(رباط)، محله سیل آباد ، محله در رباط ، محله قلعه و محله بالا یا شهرک یاسر سه نام دارند و باز هرکدام از این محلات پنج گانه نیز دارای محله های کوچکتری می باشند. روستای تیدجان در حال حاضر تقریبا جمعیتی در حدود ششصد نفر دارد. مردم این روستا دارای زبان خاصی نیستند، اما کمی لهجه دارند و شغل اکثر انها کشاورزی و دامداری است. هوای نسبتا گرمی دارد، وضعیت آب و خاکش نیز تا حدودی مساعد است.از سوغات تیدجان می توان بادام و گردو ،سنجد،برگه زردآلو و…. نام برد.دین مردم این روستا اسلام و مذهبشان شیعه دوازده امامی است. این روستا دارای حسینیه قدیمی می باشد که سال های متمادی در دهه اول محرم در آن سنت دیرینه تعذیه خوانی اجرا می شود و چهار مسجد در روستا وجود دارد که در مناسبت های مختلف دارای مراسماتی می باشند. 

شهدای روستای تیدجان

امیرالمومنین علی (ع) – نهج البلاغه – کلام 120

کجایند آنان که در صحنه پیکار ، شمشیرهاشان را از غلاف بیرون کشیده ، هر گوشه از میدان نبرد را دسته دسته و صف به صف فرا می گرفتند ؟ آنان جوانمردانی بودند که در پایان هر مصاف از بقاء زندگانی بازگشته از کارزار سپاه خود ، شادمان نمی شدند و از بابت مرگ سرخ کشتگانشان از کسی تسلیت نمی خواستند ، چشمانشان از شدت گریه خوف بر درگاه جلال ربویی به سفیدی گراییده ، شکم هاشان بر اثر روزه داری لاغر گشته و پوست لبانشان بر اثر مداومت بر دعا و ذکر حق خشکیده. رنگ رخسارشان از فرط شب بیداری زرد گشته و غبار فروتنی و تواضع چهرهاشان را پوشانده آنان برداران من هستند که از این سرای فانی سفر می کنند پس سزاوار است که تشنه دیدارشان باشیم و از اندوه فراقشان انگشت حسرت بر لب بگزیم .